|
|
|
|
|
ارزو دارم شبی عاشق شوی
ارزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی می رسد روزی مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی باز هم قلب کوچکم شروع به تپیدن کرد من ادعای عشق نمی کنم چه کنم نمی توانم شاید زندگی دوباره لبخندی به رویم زده لبخندی به وسعت دل تمام عاشقان لبخندی به زیبای اسمان ولی من هنوز ادعای عشق نمی کنم حتی اگر چشمانه بی فروغم باز هم به روی دیدگان زیبایت گشوده شود بگذاز بگذار بگذار در تنهای نقش بکشم و تا عمق وجود احساس ارامش کنم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 13:28 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم خیلی گرفته ابر چشام میباره
انگار که اسمون هم هوای گریه داره دلم برات تنگ شده می بینمت دوباره؟! همش یه چیزی میگه با تو بودن محاله بیا با من حرف بزن دنیا با من نداره هرچی که میخوای بگو خوابه همش خیاله چرا صدات می لرزه ؟ حرف زدنت از ترسه ؟ نترس بابا هیچکی نیست دلم همراه درده نگات فریبم داده چشات دیوونم کرده دادی به من دلتو ببین با من چه کرده ! حرفام خیلی زیاده کم اوردم قافیه دنیا همش یه لحظس بسه ،دیگه کافیه |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت 13:15 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
بوسه يعنی وصل شيرين دو لب
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 14:10 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
پرسه بزن تو چشم من، چشام كه خواب ندارن براي رد پاي تو هميشه جا ميذارن پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن تو ياد من ،كه دل خوشم به يادت چيكار كنم دل عاشقه، دل بد جوري مي خوادت پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو نگاهتو از من نگير، شب بي ستاره ميشه مهتاب زير چادر شب بد جور بيچاره ميشه بيا كه پل بسته برات ،دستاي من گذر كن ستاره ي خيال من ، با من شبو سحر كن پرسه بزن تو چشم من، چشام كه خواب ندارن براي رد پاي تو هميشه جا ميذارن پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:16 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
||||||
|
سـودای تو انـدر دل دیوانـه ماست هرجاكهحدیثتوستافسانهماست بیگانهكهازتوگفتآنخویشمناست خویشیكهنهازتوگفتبیگانهماست
مي خواهم تو را صدا بزنم ولي زبان ندارم
مي خواهم به سويت بيام ولي توان ندارم
مي خواهم تو را ببينم ولي چشم ندارم
من در قلبم تو را دارم
پس با قلبم تو را صدا مي زنم
و با قلبم به سوي تو مي ايم
وبا قلبم تو به تو نگاه مي كنم
هنوز در جاده انتظار نشسته وچشمانم را به آسمان بیکران دوخته ام. هنوز گریه هایم را زیر باران پنهان می کنم
باز در انتظارم که بیایی بیا تا پیش از این نگاهم غریب نماند
|
|||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:13 توسط مهدی
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
نه دل به دل راه نداره سوختم و آب شدم به پات |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 21:3 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
کهکشان ارزوهایم ازتو نور باران است هزاران هزار ستاره دارد هر ستاره میگوید تو زیباترینی.درخشانترینی تقدیمبه کسی شاعرانترین غزل زندگیم را رود وعاشقانه نگریستن را به من اموخت |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 8:0 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق يعني با تو خواندن از جنون عشق يعني سوختنها از درون عشق يعني سوختن تا ساختن عشق يعني تو ملامت کن مرا عشق يعني در پي تو در به در عشق يعني با تو آغاز سفر عشق يعني تو بران از خود مرا عشق يعني بگذري از آبرو عشق يعني با تو گشتن هم کلام عشق يعني دستهايي رو به دوست عشق يعني شاخه اي گل در سبد عشق يعني سروهاي سر بلند عشق يعني تو بسوزاني مرا عشق يعني بشکني قلب مرا عشق يعني آن نخستين حرفها عشق يعني ياد آن روز نخست عشق يعني تک درختي در کوير عشق يعني بگذري از هفت خان |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 0:24 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی که گریم می گیره دلم میگه مبارکه قدر اشکاتو بدون هنوز چشات بی کلکه وقتی که گریم میگیره یه آسمون بارونیم اما به کی بگم خدا من تو دلم زندونیم
سرمو بالا میگیرم کسی جوابم نمیده خیلی شباس یه رهگذر به گریه هام نخندیده میخوام تلافی نکنم حرمت دل رو می شکنن دارن به جرم سادگیم چوب حراجم می زنن تو این ولایت غریب دل مرده ها عزیزترن قحطی عشق عاشقاست قلبای سنگی می خرن |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 22:30 توسط مهدی
|
|
||
|
|
|
|
|
زمین به آسمون بیاد،آسمونم بیاد زمین عوض نمی شه حرف من،خیلی دوستت دارم همین مثل فرشته هایی تو لطیف و پاک و بی گناه همه بهت خیره می شن تو می درخشی مثل ماه وقتی که محو تو شدم تو اون غروب موندنی خوندی تمام عشقمو از یه سلام،از یه نگاه زمین به آسمون بیاد،آسمونم بیاد زمین عوض نمی شه حرف من،خیلی دوست دارم همین درسته بین من و تو دره و دریا کشیدن تو نقشه مارو اینجاو،شمارو اونجا کشیدن اونا نمی دونن یه روز دوری ما تموم می شه واسه همین من و تورو تنهای تنها کشیدن زمین به آسمون بیاد،آسمونم بیاد زمین عوض نمی شه حرف من،خیلی دوست دارم همین صد تا بهار بیاد بره به پای چشمات می شینم پاییزا رو می شمرمو خواب تولد می بینم اگه تموم آدما حرفاشونو عوض کنن خودت که بهتر می دونی عاشقترینم،همینم عاشقیمو با نفسام می سپرمش دست نسیم چشم من و خاطره ها خیلی واست دلواپسیم اونا از چشمای تو بی خبرن نمی دونن که نگات نفس داره اونا غافلن که چشم روشنت توی نور ماه نقره دس داره همه دوست دارن ازت دست بکشم همشون بهم می گن دیوونه ای نمی دونن تو برام بهونه ای معنی شعرای عاشقونه ای تو روی ابرای آسمونی و اونا اینجا تو زمین پشت درن راز چشماتو ولی من می دونم می شینم تا تو مال خودم بشی می میرم تا از یه راه دور بیای باز بهونه تولدم بشی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 22:28 توسط مهدی
|
|
||